هیرادهیراد، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

هیراد

سال 1392

1392/1/31 13:52
نویسنده : مریم
564 بازدید
اشتراک گذاری

سلام باب افسنجي من سال نو مباركقلب

باور كن اگه قضيه عكس گذاشتن نبود خيلي سريعتر وبلاگ رو بروز مي كنم ولي خيلي دوست دارم عكس هم بذارم و اين كار رو به تعويق مي اندازهخنده

امسال عيد چند روز اول به ديد و بازديد گذشت و از روز 5 فروردين مهد رفتي و روز دهم رفتيم شمال و اونجا خيلي بهت خوش گذشت چون توي محيط باز كيف مي كردي عصرها تو حياط توپ بازي مي كردي و با آرين بهت خوش گذشت به زور مي اورديمت تو خونه و گريه مي كردي دد و هر كس مي خواست بره بيرون مي پريدي بغلش سيزده بدر رفتيم فوشه و خيلي خوش گذشت همه عاشقت شده بودنبغل

از 14 فروردين اسهالت شروع شد و تا حالا ادامه داره چون داري دندون در مياري هيچي مثل اين دندونات منو اذيت نكرد خونه رو كه مثل گل تميز كرده بوديم به گند كشيدي اشكال نداره فداي سرت پاهات به شدت سوخته بود و هيچ وجه نمي شد پوشكت كرد يكروز هم مرخصي گرفتم تا بيشتر باز بذارمت هورا

خلاصه چند روز پيش هم رفتيم كوهان (دماوند) كه خيلي بهت خوش گذشت فقط اخرش مامانت  يه تصادف كوچولو كرد و ماشين رو زد به جدول و يكم حالگيري شد .طبيعتش فوق العاده بود و تو همش در حال دويدن بوديمژه

حالا مي خوام از كارهاي جديدت و كلمات جديدت بگمدل شکسته

كارتن باب اسفنجي و بره ناقلا رو خيلي دوست داري و كلا وقتي نوشته هاي يه برنامه مياد مي گي ت يعني تموم شد بعد من مي گم اقا كارتون بذار تو هم فقط قلدري اش رو ميايماچ

عاشق آرنج گرفتن هستي ( بچه تر بودي نيشگون مي گرفتي) توي جاده مانتوي من نمي اومد بالا ارنج بابا رو مي گرفتي كه مشغول رانندگي بودمژه

اولين ارايشگاهت رو 25 فروردين رفتيلبخند

وقتي شلوارت كثيف ميشه در ميارم مي گم بدو شلوار بيار مي ري از توي كشوت مياريدلقک

كلمه مفيد "نه" رو خوب بكار مي بريبامن حرف نزن

 عاشق بستني قيفي هستيخوشمزه

به شير ميگي جيجي بابا  رضا هم مي خواست بهت شير كاكائو بده گفت هيراد جي جي به بهنیشخند

از دستت نمي تونيم تلويزيون ببينيم مدام خاموش مي كنيآخ

مي گم هيراد چشما بسته بخوب صداي خر خر در مياري مثلا خوابيديابله

 

تازگي ها وقتي مي خوام بشورمت ميري و جلوي در دستشويي دراز مي كشيزبان

 به جارو برقي مي گي بو ب  به هاپو مي گي بو همش هم مي چسبي به يخچال مي گي به به ولي نمي دونم چه جور بهبهي مي خواي كه هر چي مي دم به به نيستابرو

مي ري روي ميز يا سطح بلندي مي رقصي  مي خواي سوت بزني انگشتاتو مي كني دهنت \ بشكن هم مي زني كلا" رقاصي فدات بشم من و هر چي شلوغتر باشه بيشتر جو گير ميشي و مي تركونيقلب

تا به جايي مي خوري د مي كني ( با فتحه) و جاي ضربه خورده رو مي ماليخوشمزه

عاشق پوشيدم كفش و دمپايي هستيلبخند

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامی وانیا
2 اردیبهشت 92 11:43
ای مامان تنبل بعد از این همه وقت بازم عکس نذاشتی که هیراد سال 92رو ببینیم ایشالا گل پسرت زودی خوب بشه عزیزم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیراد می باشد