سال 1392
سلام باب افسنجي من سال نو مبارك
باور كن اگه قضيه عكس گذاشتن نبود خيلي سريعتر وبلاگ رو بروز مي كنم ولي خيلي دوست دارم عكس هم بذارم و اين كار رو به تعويق مي اندازه
امسال عيد چند روز اول به ديد و بازديد گذشت و از روز 5 فروردين مهد رفتي و روز دهم رفتيم شمال و اونجا خيلي بهت خوش گذشت چون توي محيط باز كيف مي كردي عصرها تو حياط توپ بازي مي كردي و با آرين بهت خوش گذشت به زور مي اورديمت تو خونه و گريه مي كردي دد و هر كس مي خواست بره بيرون مي پريدي بغلش سيزده بدر رفتيم فوشه و خيلي خوش گذشت همه عاشقت شده بودن
از 14 فروردين اسهالت شروع شد و تا حالا ادامه داره چون داري دندون در مياري هيچي مثل اين دندونات منو اذيت نكرد خونه رو كه مثل گل تميز كرده بوديم به گند كشيدي اشكال نداره فداي سرت پاهات به شدت سوخته بود و هيچ وجه نمي شد پوشكت كرد يكروز هم مرخصي گرفتم تا بيشتر باز بذارمت 
خلاصه چند روز پيش هم رفتيم كوهان (دماوند) كه خيلي بهت خوش گذشت فقط اخرش مامانت يه تصادف كوچولو كرد و ماشين رو زد به جدول و يكم حالگيري شد .طبيعتش فوق العاده بود و تو همش در حال دويدن بودي
حالا مي خوام از كارهاي جديدت و كلمات جديدت بگم
كارتن باب اسفنجي و بره ناقلا رو خيلي دوست داري و كلا وقتي نوشته هاي يه برنامه مياد مي گي ت يعني تموم شد بعد من مي گم اقا كارتون بذار تو هم فقط قلدري اش رو مياي
عاشق آرنج گرفتن هستي ( بچه تر بودي نيشگون مي گرفتي) توي جاده مانتوي من نمي اومد بالا ارنج بابا رو مي گرفتي كه مشغول رانندگي بود
اولين ارايشگاهت رو 25 فروردين رفتي
وقتي شلوارت كثيف ميشه در ميارم مي گم بدو شلوار بيار مي ري از توي كشوت مياري
كلمه مفيد "نه" رو خوب بكار مي بري
عاشق بستني قيفي هستي
به شير ميگي جيجي بابا رضا هم مي خواست بهت شير كاكائو بده گفت هيراد جي جي به به
از دستت نمي تونيم تلويزيون ببينيم مدام خاموش مي كني
مي گم هيراد چشما بسته بخوب صداي خر خر در مياري مثلا خوابيدي
تازگي ها وقتي مي خوام بشورمت ميري و جلوي در دستشويي دراز مي كشي
به جارو برقي مي گي بو ب به هاپو مي گي بو همش هم مي چسبي به يخچال مي گي به به ولي نمي دونم چه جور بهبهي مي خواي كه هر چي مي دم به به نيست
مي ري روي ميز يا سطح بلندي مي رقصي مي خواي سوت بزني انگشتاتو مي كني دهنت \ بشكن هم مي زني كلا" رقاصي فدات بشم من و هر چي شلوغتر باشه بيشتر جو گير ميشي و مي تركوني
تا به جايي مي خوري د مي كني ( با فتحه) و جاي ضربه خورده رو مي مالي
عاشق پوشيدم كفش و دمپايي هستي


سال 1392
